تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
طويل و زيد قصير و يا بكر سياه و بكر سفيد بوده و خلاصهء همهء افراد را دربر مىگيرد . البته در وضع اين الفاظ براى معناى صحيح هم بايد آنها را براى يك معناى كلّى كه جامع و دربرگيرندهء افراد صحيح باشد وضع كرد . حال اگر لفظ را براى معنا اعمّ از صحيح و فاسد وضع كنيم يعنى معنايى كه دربرگيرندهء افراد صحيح و افراد اعمّ هر دو باشد شكى نيست كه مراتب اين افراد مثلا مراتب نماز صحيح و نماز فاسد بسيار و متفاوت است و يك قدر جامعى كه بتوان بين اين افراد و مراتب تصوّر كرد كه دربرگيرندهء اين افراد باشد وجود ندارد تا صحيح باشد وضع اين الفاظ براى آن معناى قدر جامع . بنابراين به دليل نبودن قدر جامع و يك معناى كلّى كه دربرگيرندهء افراد و مصاديق مختلف باشد ، امكان تحقّق چنين وضعى يعنى وضع اين الفاظ براى معناى اعمّ وجود ندارد . 214 - توضيح و هم و اعتراض بر نظر مصنّف به اينكه قدر جامع در وضع الفاظ براى اعمّ وجود ندارد چيست ؟ ( توضيح ذلك . . . من الاجزاء ) ج : مىفرمايد : وقتى گفتيم كه اين الفاظ وضع براى معناى اعمّ شده و از طرفى اين معناى اعمّ بايد يك قدر جامع كلّى باشد ، حال اگر آن‌قدر جامع عبارت از معظم اجزاء بوده كه اركان هم در آن باشد يعنى نماز ، وضع شده براى معظم اجزاء مثلا براى هشت جزء از ده جزء يا نه جزء از ده جزء و يا شش جزء از ده جزء ، در اين صورت اگر نمازى ، يك يا بعضى از اجزاء حتى اركان نماز را نداشته باشد به اين نماز بنا بر قول به اعمّ نيز صلاة گفته مىشود . چرا كه لفظ صلاة وضع شده براى اعمّ از صحيح و فاسد . بنابراين همان‌طور كه بر نماز داراى تمام اجزاء و شرايط ، صدق اسم