نظر هم يكى تبادر است . يعنى وقتى لفظ صلاة بهطور مطلق و بدون قرينه استعمال شود و مثلا گفته شود « اقيموا الصلاة » آنچه كه از كلمهء « صلاة » به ذهن مىآيد مطلق صلاة و اركان مخصوصه اعمّ از صحيح و فاسد بوده و خصوص صلاة صحيح به ذهن نمىآيد . دليل ديگر عدم صحيح بودن سلب عنوان و اسم صلاة از نماز فاسد مثلا فاقد سوره يا فاقد ركوع مىباشد . يعنى عرف به نمازى كه فاقد سوره يا ركوع يا سجود باشد نمىگويد « هذا ليس بصلوة » بلكه اسم صلاة برآن اطلاق مىكند ولى با قيد فاسد . يعنى مىگويد « هذه صلاة فاسده » اين نماز ، نماز فاسدى است . قبلا هم ذكر شد كه تبادر و عدم صحّت سلب ، نشانههاى حقيقت معنا و موضوع له حقيقى الفاظ مىباشد .
213 - اشكالى را كه بر نظر مصنّف مبنى بر وضع الفاظ عبادات و معاملات براى اعمّ شده و ايشان با عنوان و هم آن را مطرح كردهاند چيست ؟ ( قد يعترض . . . بإزائه )
ج : مىفرمايد : گاهى اعتراض بر نظر مختار مىشود و چنين گفته مىشود : « 1 » ممكن نيست كه الفاظ عبادات و معاملات براى معناى اعمّ وضع شوند . زيرا وضع الفاظ براى معناى اعمّ ، لازمهاش آن است يك معناى كلّى كه دربرگيرندهء همهء افراد اين معنا باشد را تصوّر كرد و لفظ را براى آن معناى كلّى وضع كرد چنانچه در اسماء اجناس هم اينطور است . مثل لفظ « رجل » براى معناى « حيوان ناطق » كه يك معناى كلّى است وضع شده و اين معنا دربرگيرندهء همه افراد مثل زيد ، بكر ، عمر و يا زيد
هامش
( 1 ) - اين اشكال از طرف صاحب كفايه طرح شده است . « كفاية الاصول 1 / 39 » .