تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
و عنوان صلاة مىشود ، بر نماز و صلاتى كه فاقد بعضى از اجزاء و يا حتى فاقد اركان باشد باز صدق عنوان و اسم صلاة خواهد شد . و اين‌چنين قدر جامعى دو تالى فاسد خواهد داشت . 215 - تالى فاسد اوّل قول به اعمّ چيست ؟ ( و عليه يكون . . . فى حقيقة الماهيّة ) ج : مىفرمايد : بنا بر اينكه بر نماز فاقد جزء يا اجزاء و حتى فاقد اركان نيز صدق عنوان صلاة شود مستلزم تبدل در ماهيّت است : زيرا لازم مىآيد آن اجزايى كه دخالت در صدق عنوان و مسمّاى صلاة دارند ، اجزاء متغيّرى باشند . مثل اگر بر نمازى كه ركوع ندارد صدق عنوان صلاة شود و بر نمازى هم كه ركوع دارد صدق عنوان صلاة شود ، معنايش اين است كه ركوع هم مقوّم ماهيّت صلاة بوده و هم مقوّم ماهيّت صلاة نمىباشد . در صورتى كه هر چيزى اگر در ماهيّت يك شيئى معتبر باشد از ذاتيات آن شىء بوده بنابراين نمىتواند امر متغيّرى باشد . چرا كه ذاتى يك شيئى تغييرناپذير بوده و نمىتواند در موردى در تحقّق ماهيّت دخالت داشته باشد و در مورد ديگرى دخالت نداشته باشد . خلاصه هر ماهيّتى در ذات خودش متعيّن و غير قابل تغيير است هرچند در تشخصات فردىاش مبهم و متغيّر باشد . مثلا انسان در ذات خودش كه حيوان ناطق بوده متعيّن است و انسان هميشه عبارت از « حيوان ناطق » است ولى در تشخّصات فردىاش مثل اينكه زيد يا عمر و يا فرد كوتاه‌قد و يا بلندقد باشد و مانند آن ، متفاوت است ، ولى بر همهء اين مصاديق و افراد به اعتبار « حيوان ناطق » كه در همه وجود دارد و قابل تغيير نبوده صدق عنوان انسان مىشود .