نيست چارهاى از حمل آن ( كلمات ائمّه ( ع ) ) بر معانى جديد . و امّا قرآن مجيد ، پس غالب آنچه كه وارد شده است در آن ( قرآن ) از اين الفاظ يا همهء آن ( الفاظ ) همراه است با قرائن معيّنه براى ارادهء معناى شرعى . پس نيست فائدهء مهمّى در اين نزاع به نسبت به آن ( الفاظ وارد شده در قرآن ) . علاوه آنكه همانا الفاظ شرعى ، نيستند ( الفاظ شرعى ) بر نحوهء واحدى . پس همانا بعضى از آن ( الفاظ شرعى ) كثير الاستعمال هستند مثل صلاة و صوم و زكات و حجّ ، خصوصا صلاتى كه اداء مىكنند ( مسلمين ) آن ( صلاة ) را هرروزى پنجبار . پس بعيد است جدّا اينكه نگرديده باشند ( الفاظ ) حقيقت در معانى مستحدثهاشان ( الفاظ ) در نزديكترين وقت در زمان او ( نبى اكرم ( ص ) ) .
نكات دستورى و توضيح واژگان
نعم كونها حقيقة فيها : ضمير در « كونها » به الفاظ و در « فيها » به معانى مستحدثه برمىگردد .
و ان كان غير بعيد : ضمير در « كان » به حقيقت بودن اين الفاظ در معانى مستحدثه در زمان نبىّ اكرم ( ص ) برمىگردد .
بل من المظنون ذلك : مشار اليه « ذلك » حقيقت بودن اين الفاظ در معانى مستحدثه در زمان نبىّ اكرم ( ص ) مىباشد .
و لكنّ الظنّ فى هذا الباب : مقصود از « هذا الباب » باب وضع الفاظ مىباشد .
غير انّه لا اثر لهذا الجهل : كلمهء « غير » به معناى « الّا » و ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مقصود از « هذا الجهل » جهل به حقيقت بودن اين الفاظ در معانى مستحدثه