ج : مىفرمايد : اغلب اين الفاظ بلكه همهء آنها كه در قرآن مجيد وارد شدهاند همراه با قرائنى هستند كه معيّن مىكند ارادهء معناى شرعى از آنها شده است . بنابراين ، فائدهء مهمّى در اين نزاع نسبت به الفاظ وارده در قرآن و اينكه اين الفاظ حقيقت در معانى شرعيه شدهاند يا نه ؟ نمىباشد . علاوه آنكه همهء اين الفاظ شرعيّه نيز به يك نوع و بر يك اسلوب نيستند . بعضى از آنها مثل صلاة ، صوم ، زكات و حجّ ، استعمالشان خيلى زياد است . خصوصا نماز كه مسلمانان در هر روز پنجبار آن را به جا مىآورند .
پس خيلى بعيد است كه اين الفاظ كه كثير الاستعمال بوده ، در معانى جديدشان حقيقت نشده باشند . « 1 »
هامش
( 1 ) - بنابراين مصنّف همچون صاحب قوانين در خصوص الفاظ وارده در قرآن قائل به تفصيل شدهاند .
الف : الفاظى كه كثير الاستعمال بوده و همهروزه و يا همهساله ، مسلمانان با اين الفاظ و معانى جديده سروكار داشتهاند مثل صوم ، صلاة ، حجّ ، ركوع ، زكات ، سجود و غيره .
ب : الفاظى كه كثير الاستعمال نبوده و يا اصلا در ميان مسلمانان استعمال نشده است مثل وجوب ، ندب ، كراهت و غيره . در خصوص دسته اوّل بايد گفت : اين الفاظ در معانى جديد حقيقت شدهاند ولى به وضع تعيّنى ولى نسبت به دستهء دوّم ، حقيقت شرعيه ثابت نبوده بلكه حقيقت متشرّعه ثابت است .