پس معنايش ، دو فرد از مسمّاى به لفظ محمّد است . پس استعمال شده است مادّه - و آن ( مادّه ) لفظ محمد است - در مفهوم مسمّى به نحو مجاز .
نكات دستورى و توضيح واژگان
فى قوّة تكرار الواحد : يعنى به منزلهء تكرار واحد است .
فمعناه انّهما تدلّان على تكرار افراد الخ : ضمير در « فمعناه » به كلام مذكور و ضمير در « انّهما » و ضمير فاعلى در « تدلّان » به تثنيه و جمع برگشته و مقصود از « تكرار افراد الخ » تكرار مصاديق مىباشد .
لا تكرار نفس المعنى المراد منها : ضمير در « منها » به مادّه برمىگردد .
لا يمكن ذلك : مشار اليه « ذلك » ارادهء دو فرد يا افراد از طبايع متعدّده در استعمال تثنيه و جمع مىباشد .
و هو معنى الخ : ضمير « هو » به معناى واحد برمىگردد .
و ان كان مجازا : ضمير در « كان » به استعمال برمىگردد .
غير القابلة الخ : كلمهء « غير » صفت « الشخصيّة » و اضافه به « القابلة » شده است .
مفاهيمها الجزئيّة : ضمير در « مفاهيمها » به اعلام شخصيّه برگشته و كلمهء « الجزئيّة » صفت « مفاهيمها » مىباشد .
فمعناه فردان الخ : ضمير در « معناه » به « هذا القول » يعنى اين قول برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
189 - جواب مصنّف به دليل ديگر گروهى كه استعمال لفظ را در اكثر از معناى واحد در تثنيه و جمع جايز مىدانند به اينكه تثنيه و جمع در قوّه و به منزلهء تكرار لفظ بوده