لفظى چيست به چه دليل ؟ ( و الظّاهر انّ . . . فى ذلك )
ج : مىفرمايد : ظاهر آن است كه احتمال دوّم يعنى توسط اقوام و قبيلههاى مختلف بوده نزديكتر به واقع لغت و زبان عربى است . چنانچه بعضى از مورّخين نيز تصريح كردهاند « 1 » كه توسط اقوام و قبيلههاى مختلف يك منطقه و سرزمين به وجود آمده است . تازه اگر شكلگيرى آن را منحصر در احتمال دوّم ندانيم ، حد اقلّ آن است كه نحوهء وضع لغات به نحو ترادف و اشتراك غالبا به صورت دوّم بوده است به اين دليل كه مىبينيم علماى لغت عرب مىگويند : لغت اهل حجاز چنين است و لغت اهل حمير و يا بنى تميم در اين معنا چنين است . و اين دليل برآن بوده كه تعدّد وضع به واسطه قبايل و اقوام صورت گرفته است هرچند اين مسئله مهم نبوده و لازم نيست اطالهء كلام در آن داد .
هامش
( 1 ) - مثل عبد الرحمن جلال الدين سيوطى در « المزهر 1 / 369 . »