تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
168 - نحوهء شكل‌گيرى و پيدايش لفظ مترادف و مشترك لفظى چگونه است ؟ ( فانّه يجوز . . . التّرادف و الاشتراك ) ج : مىفرمايد : دو احتمال وجود دارد : الف : اينكه ترادف و اشتراك توسط واضع واحدى صورت گرفته باشد . يعنى شخصى واحدى در هر لغت در زمانى دو لفظ را در نظر گرفته و آن دو لفظ را براى معناى واحدى كه در نظر داشته وضع نموده است ( مترادف ) . و يا يك لفظ را براى دو معنا و بيشتر كه مدّ نظرش بوده با وضعهاى متعدّد و مستقلّ وضع كرده است ( مشترك لفظى ) . ب : واضع ، عبارت از شخص واحدى نبوده بلكه وضع ، توسط اقوام و قبيله‌هاى مختلف يك منطقه و سرزمين صورت گرفته است . مثلا قبيله‌اى يك لفظى را براى يك معنايى وضع مىكند و يك قبيلهء ديگرى براى همين معنا لفظ ديگرى را وضع مىكند ( مترادف ) . يا قبيله‌اى يك لفظ را براى يك معنايى وضع مىكند و قبيلهء ديگرى همين لفظ را براى معناى ديگرى وضع مىكند ( مشترك لفظى ) . وقتى به جمع‌آورى اين لغات پرداخته مىشود به اعتبار اينكه هريك از اين لغات ، لغتى عربى و صحيح بوده كه بايد در تكلّم و محاوره از آن تبعيّت كرد آن‌وقت ترادف و اشتراك بوجود مىآيد . 169 - نظر مصنّف در رابطه با دو قول موجود در نحوهء پيدايش لفظ مترادف و مشترك
هامش
2 - تبادر معانى متعدّد به نحو ترديد و بدليّت از يك لفظ به ذهن . 3 - عدم صحّت سلب يك لفظ از معانى متعدده مثل اينكه لفظ « عين » را نمىتوان از معانى چشم ، چشمه ، جاسوس و غيره سلب كرد .