است به چه دليل ؟ ( لا ينبغى . . . فى نشأتهما )
ج : مىفرمايد : در امكان و بلكه واقع شدن مترادف و مشترك در لغت عرب ، سزاوار نيست كه اشكال شود . دليل وقوع مترادف و مشترك نيز همين لغت عرب بوده كه در دسترس ما بوده و با تتبّع و استقراء در آن ، با الفاظ مشترك و مترادف زيادى مواجه مىشويم . بنابراين احتياجى به بيان و دليل ديگرى نيست . بلكه آنچه كه سزاوار است در آن بحث شود عبارت از نحوهء شكلگيرى و پيدايش مترادف و مشترك لفظى است . « 1 »
هامش
ب : معانى متعدّدى در نظر گرفته شود مثل معناى چشم ، چشمه ، جاسوس و غيره و يك لفظ را با وضعهاى جداگانه و مستقلّ براى هريك از معانى وضع نمود مثل لفظ « عين » كه براى معانى يادشده با وضعهاى مستقلّ و جداگانه وضع شده و به آن مشترك لفظى گويند .
ت : يك معناى كلّى در نظر گرفته شود و الفاظ متعدّدى براى اين معنا وضع شود كه به آن مترادف گويند مثل لفظ انسان و بشر كه براى « حيوان ناطق » وضع شده است .
ج : معانى متعدّد در نظر گرفته شود و الفاظ متعدّدى براى اين معانى وضع شود كه به آن متباينان گويند .
مثل لفظ انسان و فرس و كتاب و مانند آن .
( 1 ) البته در وقوع اشتراك لفظى چهار قول است :
الف : وقوع اشتراك لفظى مطلقا : يعنى هم در قرآن و هم در غير قرآن واقع شده است .
ب : عدم وقوع اشتراك لفظى مطلقا : يعنى چه در قرآن و چه در غير قرآن محال است واقع شود .
ت : وقوع اشتراك لفظى در قرآن محال بوده ولى در غير قرآن محال نيست .
ج : وجوب واقع شدن اشتراك لفظى .
صاحب كفايه مىفرمايد : حقّ ان است كه اشتراك لفظى واقع شده به سه دليل :
1 - نقل اهل لغت ( استقراء در لغت عرب ) كه مرحوم مظفّر نيز به آن اشاره نموده است .