لا دلالة له على احد معانيه : ضمير در « له » و « معانيه » به « اللّفظ » كه مقصود لفظ مشترك بوده برمىگردد .
فى جواز استعماله فى مجموع معانيه : ضمير در « استعماله » و « معانيه » به لفظ مشترك برمىگردد .
يحتاج الى القرينة : ضمير فاعلى در « يحتاج » به « هذا الاستعمال » برمىگردد .
لانّه استعمال اللّفظ فى غير ما وضع له : ضمير در « انّه » به « هذا الاستعمال » و ضمير نايب فاعلى در « وضع » به لفظ و در « له » به ماء موصوله برمىگردد .
و انّما وقع البحث و الخلاف : اين عبارت جواب سؤال مقدّر يعنى پس شبهه و خلاف در چه بوده مىباشد .
على حدّة : يعنى به صورت مستقلّ .
قد جعل للدّلالة عليه وحدة : ضمير نايب فاعلى در « جعل » و در « وحدة » به لفظ و در « عليه » به هريك از معانى « كلّ واحد من المعانى » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
170 - استعمال لفظ مشترك در يكى از معانيش چگونه است ؟ « و لا شكّ . . . على احد معانيه )
ج : مىفرمايد : شكّى نيست استعمال لفظ مشترك در يكى از معانيش جايز مىباشد و اين به در صورت است : الف : قرينهء معيّنه برآن معنا بياورد مثل اينكه بگويد :
« رايت عينا باكية » كه كلمهء « باكية » قرينه معيّنه بوده كه مقصود از « عين » چشم مىباشد .
ب : قرينهء معيّنه نياورد مثل اينكه بگويد : « رايت عينا » كه در اين صورت ، لفظ مجمل شده و دلالتى بر هيچيك از معانى « عين » به صورت مشخّص نخواهد داشت .
171 - استعمال لفظ مشترك در مجموع معانىاش چگونه است ؟ ( كما لا شبهة . . . ما وضع له )