تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
عقلا است در خطابهاى جارى بينشان بر اخذ به ظهور كلام و اعتنا نكردن به احتمال اراده كردن خلاف ظاهر . چنانچه اعتنا نمىكنند ( عقلا ) به احتمال غفلت يا خطايا شوخى يا اراده كردن اهمال و اجمال . پس وقتى احتمال دهد كلام ، مجازيّت يا تخصيص يا تقييد يا تقدير را ، بازنمىدارد آنان ( عقلا ) را اين ( احتمالات يادشده ) از اخذ كردن به ظاهر آن ( كلام ) . همان‌طور كه الغاء مىكنند ( عقلا ) همچنين ، احتمال اشتراك و نقل و مانند اين دو ( اشتراك و نقل ) را . و چاره‌اى نيست اينكه همانا شارع هرآينه امضاء كرده باشد اين بنا را و برود در خطاباتش ( شارع ) بر روش آنان ( عقلا ) اين ( الغاء خلاف را ) . و در غير اين صورت ، هرآينه بازمىداشت ( شارع ) ما را و نهى مىكرد ( شارع ) ما را از اين بنا در خصوص خطابات خودش ( شارع ) . يا هرآينه روشن مىكرد ( شارع ) براى ما طريقه‌اش ( شارع ) را اگر مىبود براى او ( شارع ) غير روش آنان ( عقلا ) روش خاصّى كه واجب باشد تبعيت آن ( روش ) و جايز نباشد عدول از آن ( روش ) به غير آن ( روش ) . پس دانسته مىشود از اين ( زجر و نهى و بيان نكردن ) بر سبيل جزم اينكه همانا ظاهر ، حجّت است در نزد او ( شارع ) همان‌طور كه آن ( ظاهر ) در نزد عقلا است بدون فرقى .

نكات دستورى و توضيح واژگان

حجيّة الاصول اللّفظيّة : يعنى « هذه حجيّة الاصول اللّفظيّة » . و هى الجهة الثّانية الخ : ضمير « هى » به حجيّت اصول لفظيّه برمىگردد . و البحث عنها يأتى فى بابه : ضمير در « عنها » به حجيّت اصول لفظيّه و ضمير فاعلى در « يأتى » و ضمير در « بابه » به بحث برمىگردد . و هو باب مباحث الحجّة : ضمير « هو » به « بابه » يعنى باب بحث از حجيّت اصول