تقييد بوده داده مىشود و با اجراى اصول يادشده حكم به معناى ظاهر لفظ كه حقيقت ، عموم ، عدم تقدير و اطلاق بوده مىشود . بنابراين مؤدّاى اصالت حقيقت ، همان مؤدّاى اصالت ظهور است در موردى كه احتمال تخصيص داده مىشود و همچنين در باقى اصول . مثلا مؤدّاى اصالت اطلاق همان مؤداى اصالت ظهور است در موردى كه احتمال تقييد داده مىشود . بنابراين ، اگر بهجاى همهء اصول يادشده ، تعبير به اصالت ظهور شود ، تعبيرى صحيح و اداءكنندهء غرض مىباشد ، بلكه بايد گفت اعتبار تمامى اصول يادشده به اعتبار اصالت ظهور برگشته و در واقع يك اصل بيشتر وجود ندارد و آنهم اصالت ظهور خواهد بود .
163 - نتيجهء برگشت همهء اصول لفظيّه به اصل اصالت ظهور چيست ؟ ( و لذا لو . . . او التّقييد )
ج : نتيجه آن است كه اگر در موردى لفظ مثلا ظهور در مجاز ، تخصيص و يا تقدير ، دارد و حقيقت ، عموم و عدم تقدير ، خلاف ظاهر لفظ باشد ولى درعينحال مخاطب ، شكّ در مقصود متكلّم كرده و احتمال خلاف ظاهر مثلا حقيقت ، عموم و عدم تقدير را بدهد در اينجا قضيّه عكس شده و اصل ، مجاز بودن ، تخصيص و تقدير خواهد بود . زيرا اصل عبارت از حمل لفظ بر معناى ظاهرش بوده كه در اينجا همان معناى مجاز بودن ، تخصيص و تقدير بوده و در اين صورت اصالت حقيقت ، اصالت عموم و اصالت عدم تقدير اجراء نخواهد شد بلكه اصالت مجاز ، اصالت تخصيص و اصالت تقدير اجراء خواهد شد . چرا كه ظهور لفظ در اين معانى است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٥٥