ولى نه به نحوى كه نص در آن معنا باشد به گونهاى كه احتمال خلاف در آن داده نشود . بلكه احتمال خلاف آن معناى خاصّ هم داده مىشود ولى متكلّم قرينهاى برآن معناى خلاف نياورده است . مثل صيغهء امر كه ظهور در وجوب دارد ولى احتمال دارد كه متكلّم با نصب قرينهاى كه ذكر نشده از آن ارادهء استحباب كرده باشد يا از لفظ « العلماء » در « اكرم العلماء » خصوص علماى عادل را كه خلاف معناى ظاهر كه همهء علماء اعمّ از عادل و غير عادل بوده را اراده كرده باشد . در اينجا با استناد به اصل اصالت ظهور ، احتمال معناى خلاف را نفى كرده و حكم مىشود كه صيغهء امر و لفظ « العلماء » در كلام مولى ظهور در وجوب و عموم علما اعمّ از عادل و غير عادل دارد .
161 - آيا اصول لفظيّهاى كه ذكر شد هركدام اصل مستقلّى بوده يا بعضى از آنها برگشت به بعضى ديگر مىكند ؟ برفرض برگشت آيا كدام بر ديگرى برگشت مىكند ؟
( و فى الحقيقة . . . الى هذا الاصل )
ج : اصول يادشده هيچكدام ، اصول مستقلى نبوده ، بلكه تمامى اصول لفظيّه برگشتشان به اصل اصالت ظهور مىباشد .
162 - چگونه برگشت همهء اصول لفظيّه به اصل اصالت ظهور است ؟ ( لانّ اللّفظ . . . هو اصالة الظّهور )
ج : زيرا در تمامى مواردى كه اصول يا شده اجراء مىشود در واقع احتمال خلاف ظاهر لفظ داده شده كه با اجراى آن اصول ، اخذ به معناى ظاهر لفظ مىشود . مثلا در اصل اصالت حقيقت يا اصل اصالت عموم و اصل اصالت عدم تقرير و اصل اصالت اطلاق ، احتمال معناى خلاف ظاهر كه مثلا مجازيّت ، تخصيص ، تقدير و
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٥٤