تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
ارادهء بعضى از حالات را داشته يا آن را مقيّد به يكى از قيود نموده است . در اينجا مخاطب به اصالة الاطلاق تمسّك كرده و وجود حالت خاصّ از حالات و يا وجود قيد را نفى مىكند . 154 - نتيجه و ثمرهء اصالة الاطلاق با مثال چگونه است ؟ ( فيكون . . . غير العربيّة ) ج : مىفرمايد : اين اصل ، حجّت بر شنونده و متكلّم است . مثلا خداوند در قرآن فرموده است : « احلّ اللّه البيع » خداوند بيع را حلال كرد . حال اگر شكّ شود كه مثلا در صحّت بيع و بيعى كه خداوند آن را حلال كرده آيا بايد با الفاظ عربى انشاء شود يا نه و مطلق بوده و با هر لفظى مىتواند انشاء شود ؟ در اينجا به اصالت اطلاق در بيع تمسّك جسته و چنين شرط و قيدى نفى شده و حكم مىكنيم ؛ انشاء بيع با هر لفظى اعمّ از عربى و غير عربى جايز است بنابراين ، اگر گفته شود كه شايد منظور مولى از بيع ، بيع به زبان عربى بوده است ، در جواب گفته مىشود : اگر چنين بود بايد آن را مقيّد مىكرد و چون قيد نياورد ، اصل اصالة الاطلاق مىگويد ؛ مقصود مولى از بيع ، مطلق بيع بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - مثال ديگر : مولى مىفرمايد : « اعتق رقبه » بنده‌اى را آزاد كن . و عبد احتمال مىدهد كه با توجه به اينكه مولى مسلمان و مؤمن است مقصودش بندهء مؤمن باشد ولى يقين ندارد . در اينجا به اصالة الاطلاق تمسّك كرده و اين قيد را نفى مىكند . حال اگر عبد ، رقبهء كافر را آزاد كند ، مولى نمىتواند او را مؤاخذه كند زيرا اصل اصالة الاطلاق مىگويد : اگر مقصود مولى از « رقبه » رقبهء مقيّده به قيد ايمان بود ، بايد قيد ايمان را ذكر مىكرد و مىگفت : « اعتق رقبة مؤمنة » . از طرفى اگر عبد در صورت نبودن رقبهء مؤمنه ، اقدام به آزاد كردن رقبهء كافره نكرد به احتمال اينكه مقصود مولى از « رقبه » رقبهء مؤمنه بوده و آن‌هم كه وجود ندارد ، در اين صورت مولى مىتواند او را