حقيقت در اين معنا مىباشد . بنابراين علم به وضع يك لفظ براى يك معناى خاصّ با تمام خصوصيّاتش يعنى علم تفصيلى پيدا كردن به وضع ، متوقّف است بر تبادر و تبادر نيز متوقّف است بر علم اجمالى ارتكازى به وضع لفظ براى معناى تفصيلى كه التفاوت به آن علم تفصيلى نبود .
125 - جواب مصنّف به اشكال دور در تبادر چيست ؟ ( و الحاصل . . . الارتكازىّ )
ج : مىفرمايد : جواب از دور نسبت به دو گروه از افراد به دو صورت خواهد بود .
الف : آنجا كه دور را نسبت به افراد آگاه و عالم به وضع در نظر گرفته و جواب داده شود .
ب : نسبت به افراد ناآگاه به وضع لفظ در آن معنا در نظر گرفته و جواب داده شود .
در اينجا جواب را نسبت به فرد عالم به وضع خواهيم داد و آن اين است : اگرچه در نظر ابتدايى ، دور به نظر مىرسد ولى چنانچه توجّه شود ، دور نيست . زيرا موقوف و موقوف عليه دو چيز مىباشد . گفته شد ؛ آنچه كه تبادر و انسباق لفظ در نزد آگاه به وضع مستند به آن بوده و موجب تبادر مىشود ، علم اجمالى او به وضع بوده كه موجب اين تبادر مىشود ولى تبادر حاصل شده براى او ، موجب علم تفصيلى به وضع مىشود . بنابراين تبادر در نزد عالم به وضع متوقّف بر علم اجمالى بوده ولى علم اجمالى او متوقّف بر تبادر نيست تا دور حاصل شود بلكه علم تفصيلى او متوقّف بر تبادر مىباشد .
تبادر متوقّف است بر علم اجمالى ولى علم تفصيلى متوقّف است بر تبادر .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٠١