تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اين لفظ ، وضع شده است براى اين معنا در نزد آنان ( اصحاب لغت عرب ) . و بنابراين ، پس دورى نيست اينجا ( تبادر نزد اهل لغت ) . زيرا همانا علم او ( غير عالم ) توقّف دارد ( علم غير عالم ) بر تبادر و تبادر توقّف دارد ( تبادر ) بر علم غير از او ( غير عالم ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

هذا الجواب بالقياس الى العالم بالوضع : مقصود از « هذا الجواب » يعنى جوابى كه گفته شد موقوف و موقوف عليه يكى نيستند و مقصود از « بالقياس الى العالم بالوضع » يعنى كسى كه علم اجمالى ارتكازى به وضع دارد . امّا بالقياس الى غير العالم به : ضمير در « به » به وضع برمىگردد . حصول التّبادر عنده : ضمير در « عنده » به غير عالم برمىگردد . لفرض جهله باللّغة : ضمير در « جهله » به غير عالم برمىگردد . امارة على الحقيقة عنده : كلمهء « امارة » به معناى علامت و نشانه بوده و ضمير در « عنده » به غير عالم برمىگردد . يعنى انّ الامارة عنده تبادر غيره من اهل اللّغة : ضمير در « عنده » و در « غيره » به غير عالم برگشته و « من اهل اللّغة » بيان براى « غيره » بوده و به نظر مىرسد ؛ عبارت ، ناقص بوده و اين‌چنين است : « انّ الامارة عنده تبادر المعنى من اللّفظ عند غيره من اهل اللّغة » . انسباق اذهانهم : ضمير در « اذهانهم » به اصحاب اللّغة برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 203 | حسن سيد اشرفى