انّ هناك علمين : مشار اليه « هناك » علم به وضع مىباشد .
احدهما يتوقّف على التّبادر و هو الخ : ضمير در « احدهما » به « علمين » و در « يتوقّف » به « احدهما » و ضمير « هو » به « احدهما » يا علم متوقّف بر تبادر برمىگردد .
و الآخر يتوقّف التّبادر عليه و هو الخ : ضمير در « عليه » و ضمير « هو » به « الآخر » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
124 - علم اجمالى ارتكازى و علم تفصيلى به معنا چيست و رابطهء آن با تبادر چگونه است ؟ ( و الجواب انّ . . . غير المتلفت اليه )
مىفرمايد : هر فردى از افراد بشر كه با هر امّتى زندگى مىكند ناچار است الفاظى را استعمال كند كه رايج و متداول بين آنان مىباشد . اين امر سبب مىشود كه معناى الفاظ در ذهنش جا گرفته و مستقرّ شود . اين ارتكاز لفظ در ذهن ، سبب مىشود كه هروقت يك لفظى را شنيد به خاطر مؤانست فراوانى كه ذهنش پيدا كرده ، معناى لفظ به ذهنش انسباق پيدا كرده و به ذهنش خطور كند . ولى اين ارتكاز معنا گاهى به صورت اجمال بوده و نه تفصيلى . يعنى به اجمال معناى لفظ را مىداند ولى به تفصيل كه تمام خصوصيّتهاى آن به ذهنش بيايد نمىباشد . اين علم و آگاهى اجمالى و ارتكازى به معنا را كه در اثر معاشرت و مؤانست حاصل شده ، علم اجمالى ارتكازى مىنامند كه موجب انسباق معناى لفظ به هنگام شنيدن آن لفظ به ذهن مىشود . در اين هنگام كه لفظ را مىشنود و به واسطهء علم اجمالى ارتكازى ، معناى لفظ از ميان ساير معانى ، بدون نياز به قرينه مثلا معناى حيوان مفترس از لفظ « اسد » به ذهنش انسباق و متبادر مىشود . در اينجاست كه مىفهمد اين لفظ ،