تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
حركت مىكند شنونده به سوى اجابت كردنش ( كوبنده ) . نه اينكه همانا منتقل مىشود ذهن شنونده از تصوّر كوبيدن به تصوّر يك شخصى . پس همانا اين انتقال گاهى حاصل مىشود ( اين انتقال ) به مجرّد تصور معناى در يا كوبيدن ، بدون آنكه شنيده شود كوبيدنى . و ناميده نمىشود چنين چيزى ، دلالت و براى همين ، همانا كوبيدن اگر بود ( كوبيدن ) به گونه‌اى مخصوص كه حاصل مىشود از حركت باد - مثلا - نمىباشد ( كوبيدن ) دلالت‌كننده بر آنچه ( معنايى ) كه وضع شده است براى آن ( معنا ) كوبيدن و اگرچه خطور كند در ذهن شنونده معناى اين ( كوبيدن ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

و السرّ فى ذلك : مقصود از « السرّ » دليل مطلب بوده و مشار اليه « ذلك » اينكه دلالت تصوّريّه ، دلالت نبوده مىباشد . كما فسرّناه : ضمير منصوبى در « فسّرناه » به دلالت برگشته و مذكّر بودنش به اعتبار مصدر بودن كلمهء « دلالت » مىباشد . هى ان يكشف الخ : ضمير « هى » به دلالت برگشته و مؤنث بودنش به اعتبار لفظ دلالت كه مؤنث بوده مىباشد . فيحصل من العلم به الخ : ضمير در « به » به دالّ برمىگردد . انّ طرقة الباب : كلمه « طرفة » به فتح طاء و سكون راء و بر وزن « فعلة » به معناى كوبيدن است . يقال انّها دالة الخ : ضمير در « انّها » به طرقة برمىگردد . باعتبار انّ المطرقة الخ : كلمهء « المطرقة » بر وزن « مفعلة » اسم آلت و به معناى وسيله كوبيدن است