مىآورد تا بگويد : آن گروه كه مىگويد : دلالت تابع اراده بوده ، مقصودشان دلالت تصديقيّه مىباشد و آن گروه كه مىگويد : دلالت تابع وضع بوده و نه اراده ، مقصودشان دلالت تصوّريّه است ولى بعدا نظر خودشان را كه تأييد نظريهاى است كه مىگويد : دلالت تابع اراده بوده را با دليل بيان مىكند .
96 - نظر مصنّف در دلالت الفاظ بر معانى كه آيا تابع وضع بوده يا اراده چيست و به نظر ايشان اوّل كسى كه متوجه اين معنا شده كيست ؟ ( و الحقّ . . . الطّوسىّ )
ج : مىفرمايد : حقّ آن است ؛ دلالت الفاظ بر معانى ، تابع اراده بوده و نه وضع . و به نظر ايشان اوّل كسى كه متوجّه اين معنا شده ، شيخ خواجه نصير طوسى ( قدّس سره ) مىباشد . « 1 »
97 - دليل مصنّف بر اينكه دلالت تابع اراده بوده و نه وضع چيست ؟ ( لانّ الدّلالة . . .
ليست بدلالة )
ج : مىفرمايد : زيرا دلالت ، يكى بيشتر نيست و آنهم منحصر در دلالت تصديقيّه بوده و دلالت تصوّريّهاى را كه دلالت ناميدهاند ، اصلا دلالت نيست . در تعريف دلالت تصديقيّه هم گفته شد : تابع ارادهء متكلّم است .
98 - اگر دلالت تصوّريّه اصلا دلالت نبوده پس چرا به آن دلالت گفتهاند ؟ ( و ان
هامش
( 1 ) - امّا اينكه خواجه نصير هم مصل مصنّف قائل به انحصار دلالت در دلالت تصديقيّه بوده محل تامل است . چرا كه ظاهر كلام خواجه نصير را مىتوان آنطور كه صاحب كفايه توجيه كرده ، توجيه نمود . يعنى منظورشان آن است كه دلالت تصديقيّه ، تابع اراده بوده ولى دلالت تصوريّه ، تابع وضع مىباشد مضافا اينكه قبل از خواجه نصير ، ابن سينا هم اين مطلب را گفته است .