102 - مصنف در كتاب « المنطق » دلالت را با مثال چگونه تفسير و معنا كردهاند ؟
( هى . . . لهذه الغاية )
مىفرمايند : حقيقت و ماهيّت دلالت آن است كه دالّ « دلالتكننده » كاشف از مدلول باشد به گونهاى كه با علم و آگاهى به دالّ ، علم به مدلول هم حاصل شود و فرقى ندارد كه اين دالّ ، عبارت از لفظ بوده يا غير لفظ باشد . مثلا درباره كوبيدن در گفته مىشود ؛ دلالت بر وجود شخصى بر پشت در مىكند كه خواهان اهل خانه مىباشد . و اين به لحاظ آن است كه مطرقه مثلا زنگ خانه ، وضع شده براى چنين غرضى و معنايى .
103 - بيان تحليلى مصنف در رابطه با ماهيّت دلالت با توجه به مثالى كه مىزنند چيست ؟ ( و تحليل . . . شخص ما )
مىفرمايد : وقتى صداى كوبيدن در شنيده مىشود اين صدا ، دلالت بر وجود فردى كه خواهان اهل خانه بوده مىكند . بنابراين ، كوبيدن در وقتى دلالت بر اين معنا دارد كه دو علم از اين كوبيدن براى شنونده حاصل شود .
الف : علم به وجود فردى در پشت در .
ب : علم به اينكه اين شخص با اهل خانه كار داشته و خواهان آنان مىباشد . بنابراين وقتى اين دو علم ، مترتّب بر كوبيدن در شود ، آنوقت است كه شنونده از جايش به قصد جواب دادن به آن شخص حركت كرده و به در خانه مىرود . ولى به صرف شنيدن صداى زنگ و كوبيده شدن در كه ذهنش منتقل شود به تصوّر يك فردى بدون آنكه علم پيدا كند به اينكه آن فرد با اهل منزل كار داشته ، از جايش حركت نخواهد كرد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٦٦