تصوّريّهاى كه ناميدهاند آن ( دلالت تصوّريه ) را دلالت ، نيست دلالت و اگرچه ناميده شده اينچنين ( دلالت ) ، پس همانا آن ( ناميدن ) از باب تشبيه و تجوّز است . زيرا همانا دلالت تصوّريّه در حقيقت ، آن ( دلالت تصوّريّه ) از باب تداعى معانى است كه حاصل مىشود با كمترين مناسبتى . پس تقسيم دلالت به تصديقيّه و تصوّريّه ، تقسيم شىء است به خودش و غير خودش .
نكات دستورى و توضيح واژگان
هى الدّلالة التّصوّريّة : ضمير « هى » به دلالت وضعيّه برمىگردد .
و و هذا هو مراد من يقول : مشار اليه « هذا » و مرجع ضمير « هو » « دلالت وضعيّه همان دلالت تصوّريّه بوده » مىباشد .
و اوّل من تنبّه لذلك : مشار اليه « ذلك » اينكه دلالت تابع اراده بوده مىباشد .
و الدّلالة التّصوريّة الّتى يسمّونها دلالة : كلمهء « الدّلالة » مبتدا و كلمه « التصوّريّة » صفت براى « الدّلالة » و « الّتى » موصول و صفت براى « التّصوّريّة » و ضمير فاعلى در « يسمّونها » به علما و ضمير مفعولى به دلالت تصوّريّه كه مفعول اوّل بوده برگشته و كلمهء « دلالة » مفعول دوّم ( يسمّونها ) و « يسمّونها » صلهء موصول و جملهء « ليست بدلالة » خبر براى مبتدا بوده و اين عبارت جواب سؤال مقدر است كه « اگر دلالت منحصر در دلالت تصديقيّه بوده پس دلالت تصوّريّه چيست ؟ » .
ليست بدلالة : ضمير در « ليست » به دلالت تصوّريّه برگشته و اسم « ليست » كلمهء و « بدلالة » خبر و اين جمله ، خبر براى مبتدا يعنى « الدّلالة » مىباشد .