و ان سمّيت كذلك فانّه الخ : ضمير نايب فاعلى در « سمّيت » به دلالت تصوّريّه برگشته و مشار اليه « ذلك » دلالت بوده و ضمير در « فانّه » به تسميه و ناميدن برمىگردد . اين جمله ، جواب سؤال مقدّر است كه « اگر دلالت تصوّريّه ، دلالت نيست پس چرا به اين نام خوانده مىشود ؟ » .
هى من باب تداعى المعانى : ضمير « هى » به تصوّريّه برمىگردد .
يحصل بادنى مناسبة : ضمير فاعلى در « يحصل » به تداعى معانى برمىگردد .
الى نفسه و الى غيره : ضمير در « نفسه » به شىء و در « غيره » به « نفسه » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
94 - آيا دلالت تصوّريّه همچون دلالت تصديقيّه تابع اراده است يا وضع ؟ ( و المعروف . . . التّصوريّة )
مىفرمايد : معروف بين اهل فن آن است كه دلالت تصوّريّه تابع وضع بوده و دلالت وضعيّه يعنى دلالت تصوّريّه .
95 - مقصود كسانى كه گفتهاند « دلالت ، تابع اراده نيست » چه بوده و مقصود مصنّف از اين عبارت چيست ؟ ( و هذا هو . . . بالوضع )
مىفرمايد : مقصود آنان دلالت تصوّريّه بوده كه تابع اراده نبوده بلكه تابع آگاهى شنونده به وضع است . مصنّف در ابتداء براى جمع بين دو نظريهاى كه يكى مىگويد : دلالت تابع اراده بوده و ديگرى مىگويد : تابع اراده نيست ، اين عبارت را