منتقل شده و اين معنا به ذهنش خطور مىكند و حال آنكه متكلّم ، مقصودش از استعمال لفظ « اسد » ، معناى مجازى آن يعنى رجل شجاع بوده و اصلا معناى حقيقى آن را قصد نكرده است . و يا مثل آنكه لفظ « اسد » را فردى اشتباها به زبان بياورد . مثلا مىخواسته بگويد : « ثعلب » ولى گفته است : « اسد » و يا متكلّم در خواب ، لفظ « اسد » را به زبان آورده و يا به غلط آن را استعمال كرده است . مثلا فكر مىكند لفظ « ثعلب » به معناى حيوان مفترس بوده و اين لفظ را براى اين معنا استعمال مىكند . در هريك از اين سه صورت نيز مخاطب با مجرّد شنيدن لفظ « اسد » ذهنش به معناى حقيقى آن يعنى حيوان مفترس منتقل مىشود .
92 - دلالت تصديقيّهء الفاظ بر معانى به چه معناست ؟ ( 2 - التّصديقيّة . . . لاستعماله فيه )
ج : مىفرمايد : يعنى دلالت لفظ بر اينكه متكلّم از لفظى كه استعمال كرده است ، معناى آن را اراده نموده و در صدد بيان اراده و اثبات معناى لفظى بوده كه استعمال كرده است .
93 - دلالت تصديقيّه با توجه به تعريف آن ، متوقّف بر چه امورى مىباشد ؟ ( و هذه الدّلالة . . . المنصوبة )
ج : مىفرمايد : از آنجا كه در دلالت تصديقيّه ، متكلّم در صدد بيان اراده و القاء و اثبات معناى كلامش به مخاطب بوده به اينكه مقصودش از اين لفظ و كلام ، تفهيم معناى آن و اينكه معناى آن ، مقصودش مىباشد بنابراين ، براى احراز چنين دلالتى بايد امور زير هم احراز شود :
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٥٦