مجازى با آنكه همانا معناى حقيقى نيست ( معناى حقيقى ) مقصود متكلّم . و همچون انتقال ذهن به معنايى از لفظ كه صادر شده از ساهى يا نائم يا غالط .
2 - تصديقيّه : و آن ( تصديقيّه ) دلالت لفظ است بر اينكه همانا معنا ، مقصود براى متكلّم است در لفظ و قصدكننده است براى استعمالش ( لفظ ) در اين ( معنا ) .
و اين دلالت متوقّف بر چند چيز است .
اوّلا : بر احراز بودن متكلّم در مقام بيان و افاده .
دوّما : بر احراز اينكه همانا او ( متكلّم ) جدّى است و شوخىكننده نيست .
سوّما : بر احراز اينكه همانا او ( متكلّم ) قصدكنندهء براى معناى كلامش است و ملتفت به آن است .
چهارم : بر عدم نصب قرينهء بر اراده كردن خلاف موضوع له و گرنه بوده است دلالت تصديقيّه برطبق قرينهء نصب شده .
نكات دستورى و توضيح واژگان
8 - الدّلالة تابعة للارادة : يعنى « الثّامن الدّلالة تابعة للارادة » .
قسّموا الدّلالة الى قسمين : كلمه « قسمين » مفعول مطلق عددى براى « قسّموا » مىباشد .
التّصوريّة و التّصديقيّة : كلمهء « التصوّريّة » به هر سه اعراب رفع ، نصب و جر صحيح است مرفوع تا خبر براى مبتداى محذوف باشد يعنى « الاوّل التصوّريّة » و منصوب تا مفعول به براى فعل محذوف باشد يعنى « اعني التّصوّريّة » و مجرور تا بدل تفصيلى