تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
« الحرف » مبتدا و كلمهء « الدّالّ » صفت براى آن و جار و مجرور « عليها » متعلّق به « الدّالّ » و « رابط » خبر مبتدا و اين مبتدا و خبر روى هم خبر براى « كذلك » مبتداى اوّل مىباشد . و مؤلّف بينها : ضمير در « بينها » به الفاظ برگشته و « مؤلّف » عطف به « رابط » مىباشد . و الى هذا : مشار اليه « هذا » معانى اسمى و حرفى مىباشد . عن المسمّى : مقصود از « المسمّى » ذات و معنايى كه اسم از آن حكايت كرده مىباشد . عن حركة المسمّى : يعنى فعل و عمل ذات . فى نفسها : ضمير در « فى نفسها » به حروف برمىگردد . انّما هى تحدث الخ : ضمير « هى » به حروف برمىگردد . مثل هذا التّعريف : يعنى تعريف امام ( ع ) .

شرح ( پرسش و پاسخ )

77 - مصنّف با توجه به بيانى كه در رابطه با معناى حروف داشتند نقش حروف را در ارتباط با مفردات مستقلّ با توجه به تشبيه آن به نقش نسبت در رابطه با معانى چگونه مىدانند ؟ ( و عليه . . . و مؤلّف بينها ) ج : مىفرمايد : با توجه به بيانى كه در معناى حروف ذكر شد ، صحيح است كه گفته شود : حروف در واقع رابطهاى ميان مفردات مستقلّ و نيز تأليف‌كننده آنها بوده تا از اين مفردات پراكنده ، كلام واحدى تشكيل شده و در واقع بين اين مفردات ، ارتباط معنايى برقرار شود . همچون نقش نسبت بين معانى مختلف كه رابط بين اين معانى و مفاهيم غير مربوط مىباشد . مثلا دو كلمهء « زيد » و « قائم » باهم ارتباطى ندارند ولى