بطلان دو قول ديگر در خصوص موجودات و كلام مركّب چه مىگويد ؟ ( اذ قد عرفت . . .
صرفة منثورة )
ج : مىفرمايد : وقتى دانستى برابر تحقيق و توضيحات قبلى كه موجودات در يك تقسيمبندى دو دسته هستند كه بعضى از آنها در وجودشان مستقل و فى نفسه بوده و بعضى از آنها موجودات غير مستقل ( لا فى نفسه ) و تنها ، رابطه بين دو موجود ديگر مىباشند ، پس بدان كه هر كلامى كه مركّب از دو كلمه يا بيشتر باشد ، وقتى كلمات آن كلام را متكلّم جداجدا و بدون ارتباط بين آنها به كار ببرد هركدام از اين كلمات كه در واقع داراى معنا و موجود بوده و تنهائى كلمهء مستقلّى خواهد بود ولى ارتباط با كلمهء ديگر نخواهد داشت . مثلا اگر جداجدا بگوئى : « انا » يعنى من و « كتبت » نوشتم و « بالقلم » به وسيله قلم ، در اين صورت ارتباطى بين اين كلمات نبوده و كلام واحدى را تشكيل نمىدهند . بلكه مفرداتى پراكنده بود كه مقصود متكلّم را نيز افاده نمىكند .
76 - مصنّف در ادامه « زيادة ايضاح » ارتباط بين مفردات پراكنده و تشكيل كلام را چگونه مىداند ؟ ( امّا اذا قلت . . . و حرف الباء و ال )
ج : مىفرمايد : اما وقتى اين كلمات پراكنده را در كنار هم و در يك عبارت به كار گرفتى و گفتى « كتب بالقلم » يعنى « به وسيله قلم نوشتم » آنوقت كلام واحدى مىشوند كه بعضى از اين كلمات مرتبط با ديگرى شده و رساننده مقصود متكلم نيز خواهد بود . اين ارتباط و وحدت كلامى ايجاد نمىشود مگر به عنايت هيئت مخصوص فعل ماضى « كتبت » و حرف « باء » و « الف و لام » داخل شده بر كلمه قلم .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٣٢