معناى ظرفيّت به نحو غير مستقل و آلت براى غير بودن لحاظ شود بايد « فى » را استعمال كرد . و وقتى معناى ظرفيّت به نحو مستقلّ لحاظ شود بايد « الظرفيّة » استعمال شود . بنابراين عدم صحّت استعمال هركدام بهجاى ديگر به خاطر شرط واضع به هنگام وضع در نحوهء استعمال هركدام مىباشد و نه تفاوت ذاتى اين دو از نظر معنا و موضوع له .
74 - نظر مصنّف نسبت به جواب قائل به قول اوّل به اشكال مصنّف چيست ؟ ( و لكنه جواب . . . لا غلط الكلام )
ج : مىفرمايد : جواب اين قائل به اشكالى كه بر او شد ، جواب صحيحى نيست زيرا اولا : دليلى ندارد كه ما بايد هر شرطى را كه واضع قرار دهد تبعيّت كنيم مگر آن شرطى كه در موضوع له ( معنا ) يا خود لفظ موجب يك خصوصيّتى شود . مثل اينكه واضع بگويد من كلمهء « الفرس » را اگر با الف و لام باشد براى « حيوان مفترس » و اگر بدون الف و لام باشد براى حيوان غير مفترس وضع كردم ولى نحوهء استعمال آن را نمىتواند شرط كند . « 1 »
هامش
( 1 ) - ولى به نظر مىرسد نظر مصنّف مبنى بر اينكه نمىتواند در وضع الفاظ ، نحوهء استعمال را شرط كند . ادّعاى بدون دليل است . زيرا واضع از آن جهت كه واضع مىباشد ، حيطهء وضع با خصوصياتى كه براى آن وجود دارد و از آن جمله نحوهء استعمال بوده در اختيارش است و مىتواند چنين شرطى بكند . مضافا اينكه قائل به اين قول مىتواند بگويد : اينكه حروف و اسمهاى هممعناى آنها را در معانى مستقلّ استعمال نمىكنند به تبعيّت واضع بوده كه چنين شرطى را كرده است و دليلى نيز بر ردّ اين ادّعا نيست . صرف ادّعاى اينكه واضع حقّ چنين