تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
همانا چيزى كه ربط مىدهد ( آن چيز ) بين مفردات و پيوند مىدهد ( آن چيز ) آن ( مفردات ) را كلام واحدى ، آن ( چيز ) حرف است يا يكى از هيئت‌هاى خاصّ . پس تو وقتى مىگويى مثلا : « انا » ، « كتبت » ، « قلم » نمىباشد بين اين كلمات ربطى ، و همانا اين ( كلمات ) مفرداتى صرف و پراكنده هستند . امّا وقتى مىگويى : « كتبت بالقلم » مىباشد ( اين قول ) كلام واحدى كه مرتبط است بعضى از اين ( كلام ) با ديگرى كه فهماننده است معناى مورد نظر از آن ( كلام ) را و بوجود نمىآيد اين ارتباط و وحدت كلامى مگر به فضل هيئت مخصوص براى « كتبت » و حرف باء و الف و لام .

نكات دستورى و توضيح واژگان

زيادة ايضاح : يعنى « هذه زيادة ايضاح » . انّ الموجودات منها ما يكون الخ : ضمير در « منها » به موجودات برگشته و كلمه « من » تبعيضيّه بوده يعنى « بعضى از موجودات » و ضمير در « يكون » به « ماء موصوله » به معناى « موجوداتى كه » برمىگردد . و منها ما يكون رابطا بين موجودين : ضماير در « منها » و « ما يكون » همانند قبلى است . اذا القيت كلماته به غير ارتباط بينها : ضمير در « كلماته » به كلام مركّب و در « بينها » به كلمات برمىگردد . فانّ كلّ واحدة منها كلمة مستقلّة : ضمير در « منها » به كلمات برمىگردد . فى نفسها لا ارتباط لها بالأخرى : ضمير در « فى نفسها » و « لها » به كلمه برگشته و جمله اسميه « ارتباط لها بالاخرى » كه « لا » براى نفس جنس و كلمه « ارتباط » اسم و « لها » متعلّق به « ارتباط » و جار و مجرور « بالأخرى » به اعتبار « ثابت » خبر براى « لا »