مستقلّة فى انفسها و قابلة لتصوّرها فى ذاتها : ضمائر مؤنث در « انفسها ، تصوّرها و ذاتها » به معانى اسميّه برمىگردد .
و ان كانت فى الوجود الخارجىّ محتاجة الى غيرها : ضمير در « كانت » و در « غيرها » به معانى اسميّه برمىگردد .
فهى معان غير مستقلّة : ضمير « هى » به معانى حرفيّه برمىگردد .
و من هنا : مشار اليه « هنا » غير مستقل بودن معانى حرفى مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
67 - انسان در مقام رساندن مقاصدش محتاج به چه چيزى بوده و حكمت وضع در اين رابطه چه اقتضايى دارد ؟ ( ثمّ الانسان . . . الفاظ خاصّة )
ج : مىفرمايد : انسان در مقام رساندن مقاصد خودش همانطورىكه احتياج به تعبير از معانى مستقلّ داشته مثلا بر وجود خارجى فلان شخص بالفظ محمّد يا على و از ساختمان مسكونى با لفظ خانه تعبير مىكند در اين مقام ، نياز به تعبير از معانى غير مستقلّ هم دارد . زيرا وقتى مىخواهد از وجود زيد در خانه حكايت كند نمىتواند تنها از معانى مستقلّ استفاده كرده و بگويد : « زيد ، دار » چرا كه مقصودش را نمىرساند . چنانچه تنها از معانى غير مستقل هم نمىتواند استفاده كرده و بگويد :
« فى » پس محتاج به هر دو معناى مستقلّ و غير مستقل بوده تا بگويد : « زيد فى الدار » . پس حكمت وضع كه عبارت از تفهيم و تفهّم معانى و مقاصد انسانها به يكديگر بوده اقتضاء مىكند واضع براى هر دو دسته از معانى ، الفاظ مخصوص به هركدام را وضع كند تا غرض از حكمت وضع تحقّق پيدا كند .
68 - الفاظ وضع شده براى معانى مستقلّ و غير مستقل كدامند ؟ ( و الموضوع . . . و ما يلحق بها )