ج : مىفرمايد : الفاظى كه در قبال معانى مستقل وضع شدهاند عبارت از اسماء بوده و الفاظى كه در قبال معانى غير مستقل وضع شده عبارت از حروف و اسمهاى ملحق به آنها مىباشد .
69 - با مثال توضيح دهيد ؛ معانى غير مستقل به چند قسم بوده و الفاظ دلالتكننده برآن چگونه مىباشد ؟ ( و هذه المعانى . . . و هيئات الاعراب )
ج : مىفرمايد : معانى غير مستقل داراى اقسام و انحاء گوناگون بوده كه براى دلالت بر آنها يا لفظى وضع شده تا دلالت برآن كند و يا هيئت لفظيّهاى براى دلالت برآن وضع شده است . مثلا در مثال « نزحت البئر فى دارنا بالدّلو » نسبتهاى مختلف و معانى غير مستقل گوناگون وجود دارد كه عبارتند از :
1 - نسبت كشيدن ( نزح ) به فاعل و كننده اين كار كه براى دلالت برآن ، هيئت لفظيّهاى به نام فعل وضع شده است .
2 - نسبت اين فعل به چيزى كه فعل برآن واقع شده يعنى مفعول كه در اين مثال « بئر » بوده و براى دلالت بر اين نسبت « كل مفعول منصوب » ، هيئت نصب در كلمه يعنى علامت نصب وضع شده است .
3 - نسبت فعل به مكان معيّن يعنى « دار » . براى دلالت بر اين نسبت كلمه « فى » و براى نسبت « دار » به « نا » هيئت اضافه « 1 » وضع شده است .
4 - نسبت فعل به آلت و وسيله انجام فعل . براى دلالت بر اين نسبت ، كلمهء باء در كلمه « بالدّلو » وضع شده است . از آنجا كه معانى غير مستقلّ و نسبتها به انحاء مختلف بوده و دلالتكننده بر آنها يا لفظ و يا هيئت لفظيّه بوده دانسته مىشود بر
هامش
( 1 ) - بيان اين نسبت در متن و عبارات مصنّف نيست .