در « يلحق » به « ماء موصوله » كه به معناى اسماء بوده و در « بها » به حروف برمىگردد .
لما كانت على اقسام شتّى : ضمير در « كانت » به معانى غير مستقلّه برگشته و كلمه « شتّى » به معناى مختلف و گوناگون مىباشد .
فقد وضع بازاء كلّ قسم لفظ يدلّ عليه : فعل « وضع » مجهول و نايب فاعلش كلمهء « لفظ » بوده و ضمير در « يدلّ » به لفظ و در « عليه » به كلّ قسم برگشته و جمله « يدلّ عليه » صفت براى كلمهء « لفظ » مىباشد .
او هيئة تدلّ عليه : كلمهء « هيئة » عطف بر « لفظ » بوده و ضمير در « تدلّ » به هيئت و در « عليه » به كلّ قسم برگشته و جمله « تدلّ عليه » صفت براى كلمه « هيئة » مىباشد .
اذا قيل « نزحت البئر فى دارنا بالدّلو » : كلمه « اذا » شرطيه و فعل « قيل » مجهول و با نايب فاعلش يعنى مقول قيل كه جمله « نزحت الخ » بوده فعل شرط مىباشد .
ففيه عدّة نسب مختلفة : ضمير در « فيه » به قول مذكور يا مثال مذكور برگشته و حرف « فا » براى جواب و كلمه « فيه » خبر مقدم و كلمهء « عدة » اسم مؤخّر و اضافه شده به « نسب » و كلمه « مختلفة » صفت « نسب » بوده و اين جمله نيز جواب شرط مىباشد .
و معان غير مستقلّة : كلمه « معان » معانى بوده كه اعلال قاض در آن صورت گرفته و عطف بر « نسب » بوده و كلمه « غير » صفت است براى « معان » كه در اصل مرفوع بوده و اضافه به « مستقلّة » شده است .
احداها نسبة النّزح الى فاعله : ضمير در « احداها » به نسب و در « فاعله » به « نزح » برمىگردد .
و الدالّ عليها : ضمير در « عليها » به نسبت نزح به فاعل آن برمىگردد .
و ثانيتها نسبته الى ما وقع عليه : ضمير در « ثانيتها » به نسب و در « نسبته » و در « وقع » به فعل و در « عليه » به ماء موصوله كه مقصود از آن مفعول بوده برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١١٧