تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
اين معانى غير مستقل چه‌بسا لفظ مستقلّى مثل « من » و « الى » و « فى » دلالت كند و يا هيئتى در لفظ مثل هيئت‌هاى مشتقّات و افعال و هيئت‌هاى اعرابى . 70 - نتيجهء توضيح مصنّف در رابطه با قول سوّم كه آن را صحيح و نظر مختارش دانسته چيست ؟ ( النّتيجة فقد . . . بالمعنى الحرفىّ ) ج : مىفرمايد : از توضيحاتى كه در رابطه با معانى حروف و اسماء داده شده ثابت گرديد حروف نيز همانند اسماء به مقتضاى حكمت وضع ، داراى معنا و موضوع له مىباشند . ولى بينشان تفاوت جوهرى و ذاتى وجود دارد . به زيرا معانى اسمى ، خودشان ذاتا معانى مستقلّ و قابل تصوّر به اينكه طرفين نسبت قرار بگيرند مىباشند . مثلا گفته مىشود « الإشارة مصدر » كه كلمهء « اشاره » مبتداء و موضوع قرار گرفته هرچند معناى اشاره در خارج در ضمن ديگرى مثل « هذا » « هذه » تحقّق پيدا مىكند . امّا معانى حرفى ، معانى غير مستقل بوده كه خودشان قابل تصوّر نبوده بلكه در ضمن مفهوم ديگرى تصوّر مىشوند . مثل معناى ابتدائيت كلمه « من » كه در ضمن سير ، بصره و كوفه كه گفته شود « سرت من البصرة الى الكوفة » قابل تصوّر مىباشد . به‌همين‌جهت هر معناى غير مستقلّى را تشبيه به معناى حرفى مىكنند . مثلا تمامى مخلوقات و ممكن الوجودات را كه در وجودشان مستقلّ و قائم به ذات نمىباشند در مقابل بارىتعالى كه واجب الوجود است معانى حرفى در مقابل معانى اسمى مىدانند .