الف : وجود و موجوداتى كه حقيقتا در خارج وجود داشته ، يك وجود انتزاعى مثل نسبتها و روابط كه از ارتباط دو وجود حقيقى منتزع مىشوند ندارند . اين دسته از وجودات و موجودات كه از آنها تعبير به وجودات و موجودات فى نفسه مىشود ، يعنى مستقلّ به اين معنا كه از خود حقيقت داشته و در وجودشان تعلّق و وابستگى به وجودات ديگر همچون وجودات انتزاعى ندارند خودشان به دو دسته مىباشند 1 - وجودات فى نفسه و مستقلّى كه تحقّق خارجيشان نيز در ضمن موجود ديگرى نبوده و به آنها جوهر گفته مىشود مثل وجود زيد ، ديوار ، كتاب و كليهء ذوات ديگر كه به آنها وجودات فى نفسه ( مستقلّ ) و لنفسه ( تحقّقش در ضمن غير نبوده بلكه براى خودش مىباشد ) گفته مىشود .
2 - وجودات فى نفسه و مستقلّى كه تحقّق خارجى آنها هميشه در ضمن غير مىباشد . مثل سفيدى ، شورى ، شيرينى كه اين وجودات اگرچه داراى حقيقت و ماهيّت خارجى هستند ولى در خارج هميشه در ضمن موضوع و موجود ديگرى تحقّق پيدا مىكنند كه به آنها عرض گفته مىشود .
ب : وجود موجوداتى كه از خود ، حقيقت و ماهيّتى در خارج نداشته و صرفا مفهومى انتزاعى بوده كه از ارتباط ميان ذوات حاصل مىشود . مثل نسبت قيام به زيد در « زيد قائم » كه اين نسبت و مفهوم از ارتباط ميان زيد و قيام حاصل شده و وجودى مستقلّ از زيد و قيام ندارد . و يا مفهوم كتابخانه كه از ارتباط قفسه با كتابها
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١١١