انّه لو كان الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
بينها و بين موضوعاتها : ضمائر مؤنث در « بينها و موضوعاتها » به نسبتها و روابط برمىگردد .
و المفروض انّه موجود مستقلّ فلا بدّ له : ضمير در « انّه » و « له » به « ذلك الرّابط » برمىگردد .
فيعلم من ذلك : مشار اليه « ذلك » لازم آمدن تسلسل مىباشد .
فى حدّ ذاته متعلّق بالغير و لا حقيقة له : ضمير در « حد ذاته » و « له » به وجود روابط و نسبتها برمىگردد .
الّا التّعلّق بالطّرفين : مقصود از « طرفين » طرفين نسبت و اسناد يعنى موضوع و محمول و مسند و مسند اليه مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
63 - قول دوّم در معانى حرفى و وضع حروف چيست ؟ ( 2 - انّ الحروف . . . مبتدأ به )
ج : مىفرمايد : قائلين به اين قول مىگويند : حروف براى هيچ معنايى وضع نشده و اصولا موضوع له ندارند . همچون حركات سهگانه اعراب يعنى ضمّه ، فتحه و كسره براى معنايى وضع نشده و صرفا براى تعيين نقش و موقعيت كلمهء ديگر در جمله مىباشند . مثلا در اين عبارت « حدّثنا زرارة » ضمه در كلمه زراره نشانگر و بيانكننده نقش و موقعيت كلمه زراره در جمله مىباشد . يعنى اينكه كلمه « زراره » فاعل براى فعل « حدّث » و كننده و انجامدهندهء فعل است . در حروف هم وضعيّت چنين مىباشد . مثلا كلمهء « من » در جملهء « سرت من البصرة » فقط بيانكننده كيفيّت خاصّ در كلمه « سير » و « بصره » بوده به اين معنا كه سير از بصره شروع شده و كلمهء « سير »