تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
هستند ) اينكه همانا اگر مىبود براى نسبتها و رابطه‌ها وجوداتى مستقلّ ، هرآينه لازم مىآمد وجود رابطى بين آنها ( رابطه‌ها و نسبت‌ها ) و بين موضوعات آنها ( رابطه‌ها و نسبتها ) . پس نقل مىدهيم كلام را به اين رابط و حال آنكه مفروض اينكه همانا اين ( رابط ) موجود مستقلّ است . پس چاره‌اى نيست كه براى اين ( رابط ) ، رابطى باشد همچنين . و همين‌طور نقل مىدهيم كلام را به اين رابط پس لازم مىآيد تسلسل و تسلسل باطل است . پس دانسته شد از اين ( لازم آمدن تسلسل ) كه همانا وجود رابطه‌ها و نسبت‌ها در ذات آن ( وجود ) ( ذاتا ) متعلّق هستند به غير و نيست حقيقتى براى آن ( وجود رابطه‌ها ) مگر تعلّق داشتن به طرفين .

نكات دستورى و توضيح واژگان

2 - انّ الحروف الخ : يعنى « الثّانى انّ الحروف الخ » . بل حالها : ضمير در « حالها » به حروف برمىگردد . فى قولهم : ضمير در « قولهم » به قرينهء مقام به راويان و يا اهل حديث برمىگردد . تدلّ على انّ زرارة فاعل الحديث : ضمير در « تدلّ » به « علامة الرّفع » برگشته و مقصود از « فاعل الحديث » فاعل براى فعل « حدّث » مىباشد . تدلّ على انّ النّجف مبتدا منها : ضمير در « تدلّ » به « من » و در « منها » به « نجف » برگشته و مؤنث بودن ضمائر به اين جهت بوده كه حروف و اسم شهرها مؤنث هستند . و السّير مبتدا به : ضمير در « به » به سير برمىگردد . 3 - انّ الحروف الخ : يعنى « الثّالث انّ الحروف الخ »
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 105 | حسن سيد اشرفى