تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ج : مىفرمايد : از نظر قائلين به اين قول ، فرق بين حروف و اسمهاى ملحق به آنها در موضوع له نبوده بلكه در جهت ديگرى است . و آن اينكه حروف وضع شده‌اند براى معانى با اين قصد و غرض كه در آن معانى استعمال شوند ولى استعمالشان به صورت غير مستقل و حالت و آلت براى غير باشد . به عبارت ديگر ، اضافه به غير شدن در آنها لحاظ شده است . ولى اسمهاى داراى معانى حرفى وضع شده‌اند براى معانى با اين قصد و غرض كه در آن معانى استعمال شوند ولى استعمالشان حالت و آلت براى غير بودن نباشد . بلكه مستقلا استعمال در آن معنا مىشوند . به عنوان مثال : مفهوم و معناى ابتداء يك چيز است و آن مفهوم كلّى ابتدائيت است ولى براى اين معناى كلّى دو لفظ وضع شده است . يكى لفظ « الابتداء » و ديگرى لفظ « من » با اين تفاوت كه غرض واضع هنگام وضع كلمهء « الابتداء » آن بوده كه اين كلمه استعمال در معناى ابتدائيت شود وقتى كه مقصود از معناى ابتدائيت ، معناى مستقلّ و فى نفسه بوده و نه ابتدائيت منسوب به غير و حالت و آلت براى ديگر بودن . چنانچه گفته شود : « ابتداء السير كان سريعا » كه كلمه ابتداء ، مبتدا واقع شده و معناى مستقل داشته و منسوب به ديگرى نيست . ولى غرض واضع ، هنگام وضع كلمه « من » آن بوده كه اين كلمه استعمال در معناى ابتدائيت شود وقتى كه مقصود از ابتدائيت ، معناى غير مستقلّ و منسوب و اضافه به غير باشد . به عبارت ديگر ، وجودش ربطى باشد . مثلا در عبارت « سرت من البصرة الى الكوفة » كلمهء « من » براى ابتدا بوده ولى ابتدائيت منسوب به بصره در اينجا « من » آلت و حالت رابط براى بصره و سير بوده كه ابتدائيت سير را از بصره بيان مىكند . خلاصه آنكه فرقى بين حروف و اسمهاى ملحق به آنها در موضوع له و معنايشان نيست مگر در غرض از