59 - اقوال در معانى حرفى و وضع حروف و ملحقات آن چگونه است ؟ ( فنقول الاقوال . . . ثلاثة )
ج : مىفرمايد : اقوال در معانى حرفى و وضع حروف و ملحقات حروف سه قول مىباشد .
60 - قول اوّل در معانى حرفى و وضع حروف چيست ؟ ( 1 - انّ الموضوع له . . . و هكذا )
ج : مىفرمايد : قائلين به اين قول مىگويند : موضوع له حروف عينا موضوع له اسمهائى است كه هم معناى حروف مىباشند . به عبارت ديگر بين معانى حروف با معانى اسمهايى كه هممعناى آنها باشند اتحاد ذاتى بوده و به حمل اوّلى ذاتى قابل حمل بر يكديگر مىباشند ، و به عبارت ديگر ، مترادف هم مىباشند . بنابراين همانطور كه اتّحاد ذاتى بين انسان و بشر بوده و هركدام را مىتوان به حمل ذاتى اوّلى بر ديگرى حمل كرد و گفت : « الانسان بشر » و « البشر انسان » و مترادف يكديگر هستند بين كلمه « من » و « الابتداء » نيز همينگونه بوده و مىتوان گفت : الابتداء همان من و من همان الابتداء مىباشد . « 1 »
61 - اگر معنا و موضوع له حروف و اسمهاى ملحق به آنها يكى بوده پس چه فرقى بين آنهاست ؟ ( انّما الفرق . . . فى الغاية فقط )
هامش
( 1 ) - اتحاد ذاتى و حمل اوّلى ذاتى آنجاست كه موضوع و محمول مفهوما و مصداقا يكى باشند . مثل انسان و بشر كه مفهوما هر دو به معناى حيوان ناطق و از نظر مصداق نيز مصاديق هر دو مفهوم يكى است . در كلمه « من » و كلمهء « الابتداء » نيز چنين است كه مفهوم هر دو يكى و آن ابتداء بوده و مصداقا هم يكى است . يعنى معنايى را كه واضع به هنگام وضع براى « من » و « الابتداء » لحاظ و تصوّر كرده يكى بوده كه عبارت از معناى كلى ابتدائيت است و لفظ « من » و « الابتداء » را براى همين معناى كلّى قرار داده است پس مصداقا هم يكى هستند .