قوله : « فلو لم يكن . . . » .
مرحوم مصنف به عنوان نتيجه براى مطلب قبل مىفرمايند : اگر براى فعل حرام مقدمهاى كه علت تامه براى تحقق حرام است نباشد ، هيچ مقدمهاى از مقدمات فعل حرام متصف به حرمت نمىشود . با حفظ اين نكته ، محرمات بر دو نوع است :
1 ) محرمات مباشريّه : براى محرمات مباشريّه چون مقدمهاى كه علت تامه براى تحقق حرام است وجود ندارد ، بنابراين هيچ مقدمهاى از مقدمات اين نوع از محرمات متصف به حرمت نمىشود .
2 ) محرمات تسبيبيه : « 1 » براى محرمات تسبيبيه چون مقدمهاى كه علت تامه براى تحقق حرام است ، وجود دارد ؛ بنابراين جزء اخير از علت تامه ( كه با تحقق آن جزء ، حرام قهرا محقق مىشود ) متصف به حرمت مىشود .
اشكال : محال است فعلى در خارج موجود شود و علت تامه نداشته باشد ( چون الشئ ما لم يجب لم يوجد يعنى تا علت تامهى شىء نباشد شىء موجود نمىشود ) .
پس براى هرحرام موجودى نيز علت تامه است . پس براى محرمات مباشريه نيز مثل محرمات تسبيبيه مقدمهاى كه علت تامه براى تحقق است وجود دارد ، بنابراين همانطورى كه جزء اخير از علت تامه در محرمات تسبيبى حرام است ، جزء اخير از علت تامه در محرمات مباشرى نيز حرام است .
جواب : بله براى هرحرام موجود مقدمهاى وجود دارد كه علت تامه براى تحقق حرام است . ولى جزء اخير از علت تامه در محرمات مباشريه اراده است و اراده به خاطر اختيارى نبودن متعلّق حرمت قرار نمىگيرد . بنابراين هيچ مقدمهاى از مقدمات اين نوع از محرمات متصف به حرمت نمىشود بر خلاف محرمات تسبيبيه . تأمّل .
عقيدهى نهايى مصنف در مسألهى مقدمهى واجب : مقدمهى واجب ، واجب است .
هامش
( 1 ) - محرم مباشرى مثل شرب خمر و محرم تسبيبى مثل طلاق حرام .