( طلب ترك صلوة مثلا ) تلازم است .
ب ) از جهت اينكه ترك احد الضدّين ( ترك صلوة ) مقدميت براى وجود ضد ديگر ( ازاله ) دارد و طلب الضدّ ( طلب ازاله ) ملازم با طلب مقدمهاش ( طلب ترك صلوة ) است .
با حفظ اين مقدمه ، اقتضاء در عنوان بحث اعم است از اينكه بنحو عينيت باشد يا تضمن ، يا التزام لفظى و يا التزام عقلى .
علت تعميم لفظ اقتضاء اين است كه عنوان بحث شامل تمامى اقوال در مسأله ( كه در مقدمه به آن اشاره شد ) بشود .
2 ) لفظ ضدّ :
ضد دو اصطلاح دارد :
الف ) اصطلاح اهل معقول : الضد هو الامر الوجودى الّذى لا يجتمع مع وجودى آخر فى محل واحد فى زمان واحد ( مثل سواد و بياض ) .
ب ) اصطلاح اصولى : به مطلق منافى و معاند گفته مىشود اعم از آنكه امر وجودى باشد يا عدمى ( لذا صلوة نسبت به ازاله ضد است مثل ترك نسبت به ازاله ) .
قوله : « الثانى . . . » .
[ امر دوّم . مبحث ضدّ خاصّ ]
مبحث ضد خاص :
اكثر علماء معتقدند كه امر به شىء مقتضى نهى از ضد خاص است بنحو التزام عقلى . مثل امر به ازالهى نجاست از مسجد كه مقتضى نهى از صلوة است . قائلين به التزام عقلى دو دسته هستند :
1 ) عمدهى قائلين به التزام عقلى ، قائل به التزام هستند از جهت مقدميت « 1 » ( ترك
هامش
( 1 ) - به اين بيان :
صغرى : ترك ضد خاص ، مقدمه واجب است ( ترك صلوة مقدمه ازاله است مثلا ) .
كبرى : مقدمه واجب ، واجب است .
نتيجه : پس ترك ضد خاص ، واجب است . پس فعل ضد خاص حرام است .
اين دليل از سه مقدمه تشكيل شده كه هركدام محتاج به اعمال نظر است .