است ( طبق عقيدهى مصنف ) . پس شرطيت از حكم تكليفى انتزاع شده است . ولى حكم تكليفى ، وجوب غيرى مقدمى نيست تا شرطيت متوقّف بر آن باشد و در نتيجه دور لازم بيايد . بلكه شرطيت از تكليف نفسى كه متعلّق به مركبى شده كه مقيّد به قيودى وجودى و عدمى است ، انتزاع شده است . مثلا از امر نفسى متعلّق به صلوة مع الطهارة شرطيت طهارت انتزاع شده است . فافهم « 1 » .
قوله : « تتمّه . . . » .
[ تتمّه . مقدّمة الحرام و مقدّمة المكروه ]
اگر بين وجوب شىء و وجوب مقدمهاش ملازمه باشد بين استحباب شىء و استحباب مقدمهاش نيز ملازمه مىباشد چون بين اين دو فرقى وجود ندارد عقلا .
قوله : « و امّا مقدمة الحرام . . . » .
مقدمة الحرام يا مقدمة المكروه بر دو نوع است . « 2 »
1 ) مقدمهاى كه با انجام آن ، اختيار ترك حرام يا ترك مكروه براى مكلّف محفوظ است . در اين صورت مقدمه ، حرام يا مكروه نيست يعنى از طلبى كه به ترك حرام يا ترك مكروه تعلق گرفته ، طلبى به ترك مقدمه ترشّح نمىكند « 3 » . مثل جمع حطب نسبت به احراق مسلم .
2 ) مقدمهاى كه با انجام آن ، اختيار ترك حرام يا ترك مكروه براى مكلّف محفوظ نيست . به بيان ديگر اگر مقدمه انجام بگيرد ، ذى المقدمه در خارج قهرا واقع خواهد شد و از مكلّف سلب اختيار مىشود . در اينصورت مقدمه ، حرام يا مكروه است .
مثل القاء در نار نسبت به احراق مسلم .
نتيجه : مقدمهى حرام يا مقدمهى مكروه فقط در صورت دوم حرمت غيرى و كراهت غيرى دارد .
هامش
( 1 ) - ر ك : عناية الاصول ، ج 1 ، ص 412 .
( 2 ) - ر ك : مطارح الانظار ، ص 94 .
( 3 ) - ر ك : نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 188 .