ضد ، مقدمه براى ضدّ ديگر است مثل مقدميت ترك صلوة براى ازاله ) .
2 ) قليلى از قائلين به التزام عقلى ، قائل به التزام هستند از جهت تلازم ( ترك احد الضدّين ملازم با ضدّ ديگر است مثل ترك صلوة كه ملازم با ازاله است ) . با حفظ اين نكته ، مصنف مىفرمايند : بحث درباره ضدّ خاص اگرچه در مطلق اقتضاء است ( بنحو عينيت ، بنحو تضمن ، بنحو التزام لفظى ، بنحو التزام عقلى ) ولى چون در بين قائلين به اقتضاء ، اكثرا قائل به التزام عقلى و در بين اكثر ، عمده قائل به التزام از جهت مقدميت هستند لذا بايد مسلك مقدميت تحقيق شود .
قوله : « انّ توهّم « 1 » . . . » .
عقيدهى مشهور « 2 » اين است كه عدم احد الضدّين مقدمه براى وجود ضد ديگر مىباشد و لا عكس « 3 » ( ترك صلوة ، مقدمه براى ازاله است و با توجه به اينكه مقدمهى واجب ، واجب است پس ترك صلوة ، واجب و فعل صلوة حرام مىشود ) .
دليل : از طرفى الضدّان متمانعان . يعنى اجتماع ضدين در يك زمان محال است .
پس وجود هريك از ضدين ، مانع از وجود ديگرى مىباشد . بنابراين عدم هريك نسبت به وجود ديگرى از قبيل عدم المانع است و از طرف ديگر عدم المانع از مقدمات وجود الشئ است . يعنى از جمله مقدمات تحقق و وجود شىء ، عدم المانع است . نتيجه اينكه وجود احد الضدين متوقّف بر عدم ديگرى است از نوع توقف شىء بر عدم المانع . و به بيان ديگر عدم هريك از ضدين از مقدمات وجود ديگرى است .
خلاصه : عدم احد الضدين نسبت به وجود ضد ديگر ، عدم المانع است
هامش
- الف ) ترك ضد ( ترك صلوة ) ، مقدمه براى وجود ضد ديگر ( ازاله ) است .
ب ) مقدمه واجب ، واجب است .
ج ) امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد عام است . ر ك : مناهج ، ج 2 ، ص 9 .
( 1 ) - هدف مصنف از اين عبارت ، بيان استدلال مشهور بر مقدمه اول ( ترك ضد ، مقدمه براى وجود ضد ديگر است ) سپس رد آن است .
( 2 ) - درباره مقدميت ترك احد الضدين براى ضد ديگر پنج نظريه وجود دارد . ر ك : فوايد الاصول محقق نائينى ، ج 1 ، ص 306 .
( 3 ) - ر ك : نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 193 .