تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
سوم : قائل به امتناع اجتماع مىشويم . در اين حالت نيز دو دليل محرز مناطين در مجمع نيستند . چون طبق قول به امتناع ، صدق هردو دليل معا بر مجمع محال است . پس احد الحكمين منتفى است يا بخاطر عدم مناط در مجمع و يا بخاطر مانع از فعليت مناط ( المانع هو التعارض ) . پس كاشف و محرز براى مناطين نيست . در اين حالت نيز بين دو دليل نسبت به مجمع تعارض است . نكته‌ى اول : « 1 » گفته شد اگر دو دليل در مقام بيان حكم فعلى باشند ، دو دليل بنابر قول به امتناع متعارضان خواهند بود . تعارض در صورتى است كه جمع عرفى بين دو دليل صورت نگيرد . توضيح : دو دليل دو صورت دارند : الف ) گاهى احدهما اظهر ( فى الدلالة على فعلية الحكم ) از ديگرى نيست . در اين صورت مقتضاى توفيق و جمع عرفى بين الدليلين حمل هردو بر حكم اقتضايى است . ب ) گاهى احدهما اظهر از ديگرى است . در اين صورت ظاهر حمل بر اقتضايى و اظهر حمل بر فعلى شده و اخذ به فعلى مىشود . در اين دو صورت ، دو دليل دال بر ثبوت مناط در مجمع هستند و چون مانع از دلالت ، تعارض بود كه با جمع عرفى علاج شد لذا مانعى از دلالت بر مناط نيست . نكته‌ى دوم : مجمع دو صورت دارد : 1 ) دليل خارجى وجود دارد كه مجمع واجد المناطين است . در اين صورت مورد از باب اجتماع امر و نهى است . 2 ) دليل خارجى وجود ندارد كه مجمع واجد المناطين است . اين صورت دو حالت دارد : الف ) دليل خارجى بر انتفاء احد المناطين به صورت غير معين وجود دارد . در اين حالت مورد از باب تعارض است مطلقا ( بنابر قول به امتناع و قول به امكان ) . ب ) دليل خارجى بر انتفاء احد المناطين به صورت غير معين وجود ندارد . در
هامش
( 1 ) - اين نكته با عبارت « الّا ان يقال . . . » و نكته بعدى با عبارت « فتلخصّ . . . » بيان شده است .