تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
منتفى مىباشد . در اين زمينه ، دو نظريه وجود دارد : 1 ) نظريه‌ى اشاعره : امر جايز است . 2 ) نظريه‌ى عدليّه : امر جايز نيست . دليل : صغرى : امر آمر با انتفاء شرط امر ، وجود معلول بدون علت تامه است . كبرى : وجود معلول بدون علت تامه ، محال است ( علت تامه ، مركب از مقتضى و شرط و عدم المانع است . با حفظ اين نكته ، وجود امر بدون تحقق علت تامه‌ى آن محال است . بنابراين اگر با انتفاء شرط ، امر وجود پيدا كند معنايش اين است كه معلول بدون علت تامه تحقق پيدا كرده كه محال مىباشد ) . نتيجه : پس امر آمر با انتفاء شرط امر ، محال است . قوله : « و كون الجواز . . . » . نزاع در جواز و عدم جواز امر آمر با علم به انتفاء شرط امر ، بازگشت به اين بحث دارد كه آيا تحقق معلول ( امر ) بدون علت تامه‌ى آن جايز است يا خير ؟ و چون مجالى براى اين بحث نزد علماء نيست ، لذا بعضى در مقام توجيه نزاع فرموده‌اند : مراد از جواز و عدم جواز ، امكان و امتناع ذاتى است . توضيح : انتفاء شرط امر ، سبب امتناع امر است . اين امتناع ، امتناع بالعرض است كه به آن امتناع بالغير گفته مىشود . امتناع بالغير منافاتى با امكان بالذات ندارد چون هرممكن بالذات در ظرف عدم علت ، ممتنع بالغير است . با حفظ اين نكته ، در صورت انتفاء شرط امر اگرچه امر ممتنع بالعرض است چون امتناع آن ناشى از انتفاء شرط آن است ؛ ولى نزاع علماء در اين است كه آيا امر در اين صورت امكان ذاتى دارد يا مثل اجتماع نقيضين ، امتناع ذاتى دارد ؟

مرحوم مصنف مىفرمايند :

اولا : بديهى است كه امر ذاتا ممكن و بالعرض ( لعدم وجود شرطه ) محال است و نزاع علماء در امر بديهى بعيد است .