قوله : « غير سديد . . . » .
اشكال مصنف بر جواب محقق خوانسارى از دور :
اشكال مرحوم مصنف بر اين جواب ، در ضمن دو مرحله بيان مىشود :
مرحلهى اول : بيان محقق خوانسارى ، دور را بر طرف مىكند .
توضيح : بيان مرحوم محقق اين بود كه توقف از طرف وجود فعلى است . يعنى وجود احد الضدين ( ازاله ) متوقّف بر عدم ديگرى ( عدم الصلاة ) است و اين توقف فعلى است ، ولى توقف از طرف عدم ، تقديرى است . يعنى عدم ديگرى ( عدم الصلاة ) در فرض وجود مقتضى و بقيهى شرايط براى آن ديگرى ( صلوة ) متوقّف بر وجود احد الضدين ( ازاله ) است . با اين بيان ، دور بر طرف مىشود چون دور عبارت است از توقف كل من الشيئين على الآخر فعلا .
مرحلهى دوم : بيان محقق خوانسارى ، ملاك و علت استحالهى دور را كه تقدم الشئ بر نفس باشد ، بر طرف نمىكند .
توضيح : معناى توقف تقديرى از طرف عدم اين است كه عدم ديگرى ( عدم صلوة ) صلاحيت دارد كه متوقّف بر وجود احد الضدّين ( ازاله ) باشد . پس عدم ديگرى در مرتبهى متأخر و وجود احد الضدّين در مرتبهى متقدم است . با حفظ اين نكته ، عدم ديگرى ( عدم صلوة ) كه اين صلاحيت را دارد نمىتواند وجود احد الضدين ( ازاله ) متوقّف بر آن باشد فعلا . چون با اين توقف ، عدم ديگرى در مرتبهى متقدم و وجود احد الضدّين در مرتبهى متأخر قرار مىگيرد . آنگاه يلزم تقدم الشئ على نفسه . خلاصه اينكه با ارتفاع دور ، ملاك استحالهى دور از بين نمىرود .
نكته : « 1 »
جواب از بقاء ملاك استحالهى دور :
مقدمه : قضيهى شرطيّه از دو طرف بنامهاى مقدم و تالى تشكيل شده است .
صدق قضيهى شرطيه ، مقتضى صدق طرفين آن نيست . يعنى ممكن است قضيهى شرطيه صادق باشد ولى طرفين آن صادق نباشد . مثل قضيهى شرطيّه لو كان فيهما الهة الّا اللّه لفسدتا كه صادق است . ولى طرفين آن ( وجود الهه در آسمان و زمين ،
هامش
( 1 ) - اين نكته با عبارت « و المنع . . . » بيان شده است .