فيكشف عن كونه بنفسه مطلوبا و اطاعة فيكون و زانه و زان من سرح لحيته او من صلى او صام فله كذا و لعله لذلك افتى المشهور بالاستحباب فافهم و تامل .
شرح
ثواب بر نفس عمل مىباشد نه آنكه عمل بما هو احتياطى و انقيادى باشد بلكه در مستحبات يقينى مكلف عمل را براى درك ثواب مىآورد غالبا بخلاف عمل واجب كه غالبا از خوف عقاب است و ممكن است گفته شود قوله عليه السّلام كه مىفرمايد من بلغه ثواب يعنى عملى كه در آن ثواب باشد و عمل بدون آنكه قرب الى اللّه داشته باشد و نيت قربة در آن نباشد ثوابى ندارد چون ثواب مترتب است بر عبادى بودن آن عمل و ذكر ثواب در روايات مىرساند بدليل انى كه قصد قربة لازم است .
كما آنكه در بعض اخبار ديگر كه امام مىفرمايد طلب قول نبى را بنمايد مكلف يا التماس ثواب موعود داشته باشد اينها تماما دال بر قصد قربت است و عبادى بودن نفس آن عمل است چون عبادى بودن عمل نسبت آن را بوجهى به خدا داده شود كافى است پس اخبار مطلقا دال بر استحباب نفس آن عمل مىباشد كه عمل قربى باشد نه آنكه بعضى از آنها حمل بر ارشاد عقلى باشد .
قوله فيكشف عن كونه بنفسه مطلوبا الخ .
از بيانات سابق ظاهر مىشود كه نفس فعل مطلوب شرعى مولوى مىباشد پس وزان من سرح لحيته او من صلى او صام فله كذا مىباشد يعنى اين جملات و لو جمله خبريه و شرطيه مىباشد ولى در مقام انشاء است كه حكم انشائى از آن استفاده مىشود كما آنكه در باب اعادهء صلاة امام مىفرمايد بجمله خبريه يعيد صلاته و غير آنها و شايد به اين بيانى كه ما ذكر نموديم مشهور فتوى دادهاند به استحباب مواردى كه خبر ضعيف در آن باشد و نفس عمل را مستحب دانستهاند نه آنكه بعنوان احتياط و رجاء درك واقع باشد و نه آنكه خبر ضعيف حجت است باخبار من بلغ فافهم و تأمل .