من جهة ترتب الثواب عليه ضرورة انه فرع امكانه فكيف يكون من مبادى جريانه .
هذا مع ان حسن الاحتياط لا يكون بكاشف عن تعلق الامر به بنحو اللم و لا ترتب الثواب عليه بكاشف عنه بنحو الإن .
بل يكون حاله فى ذلك حال الاطاعة فانه نحو من الانقياد و الطاعة
شرح
موجب ثواب است برآن ثواب و ثواب بر هر فعلى موجب امر آن مىشود پس امر شرعى به واسطه ثواب ثابت شد چون اخبار احتياط دال بر ثواب آن مىباشد جواب آنكه ضرورى است آنكه ثواب فرع امكان امر است يعنى اگر امرى باشد از طرف شارع ثواب محقق است و اگر امرى نباشد ثوابى نيست پس چگونه ثواب از مبادى آمدن امر مىباشد اين دو جوابى كه مصنف بيان مىكند نقل است از مرحوم شيخ انصارى رحمة اللّه عليه كه جواب از اشكال را به اين دو وجه بيان نموده و مصنف رد آنها نموده
قوله هذا مع ان حسن الاحتياط لا يكون الخ .
تا حال جواب آن بود كه حسن احتياط عقلا سبب امر به احتياط شرعا نمىباشد و فعلا جواب آن است كه حسن احتياط عقلا كاشف از تعلق امر مولوى به احتياط بنحو اللم نمىباشد دليل لمى آنست كه از علت پى بمعلول مىبرند و در ما نحن فيه حسن احتياط عقلا علت براى امر شرعى نمىباشد كما آنكه بيان نموديم و همچنين ثواب در احتياط كاشف از امر شرعى مولوى نمىباشد بنحو الانّ دليل انّى آنست كه از معلول پى به علت ببرند .
قوله بل يكون حاله فى ذلك حال الاطاعة الخ .
بلكه امرى كه در احتياط مىباشد شرعا آن امر مولوى نمىباشد بلكه امر ارشادى است نظير اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و امر ارشادى نه ثوابى در آن مىباشد و نه عقابى .