تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
نعم لو علم بقبوله التذكية و شك فى الحلية فاصالة الاباحة فيه محكمة فانه حينئذ انما يشك فى ان هذا الحيوان المذكى حلال او حرام و لا اصل فيه الا اصالة الاباحة كسائر ما شك فى انه من الحلال او الحرام .
شرح
قوله نعم لو علم بقبوله التذكية الخ . بله اگر ما يقين داشته باشيم كه اين حيوان قابليت تذكيه مىنمايد مثل بعض اقسام غراب و حيوانى كه مردد است بين شاة و ارنب و امثال آن و شك در حرمت آن باشد اصالة الاباحه در آن محكم و جارى است و حكم مىشود به حليت آن حيوان چون اصل موضوعى كه حاكم است بر اصل حكمى در بين نداريم و شك در اين حيوان است كه تذكيه شده آيا حلال است اكل آن يا حرام اصالة الاباحه در آن جارى است مثل موارد ديگر كه شك در بعض طعامها و شرابها مىشود اصالة الاباحه در آنها جارى است و مثل اين موارد چون شبهه موضوعيه است احتياج بفحص نمىباشد نقل شده از مرحوم شهيد اصل در لحوم مطلقا حرمت است كلام ايشان نسبت به اين فرض صحيح نيست بعد از اينكه تذكيه بر اين حيوان واقع شده است و شك در حرمت و حليت آن حيوان است و قانون اصالة الحل جارى است . و بعضى قائل به حرمتند باستصحاب حرمت اكل لحم اين حيوان قبل ازهاق روح ، اين وجه صحيح نيست اولا حرمت گوشت هر حيوان زنده مسلم نيست و لذا نقل شده بعضى قائلند به اينكه جايز است بلعيدن ماهى كوچك كه زنده باشد با اينكه تذكيه ماهى به مردن او است در خارج آب و ثانيا حرمت برفرض صحيح باشد قوام آن بحيات حيوان است و بعد از حيات بلا اشكال موضوع مباين و غير اول است . و اين بيان قسم اول از اقسام موضوعيه را شامل مىشود كه بيان نموديم .