تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
. . . . . . . . . .
شرح
تذكيه كه مأمور به است و آن معنى امر بسيط است شك در آن موجب عدم آن معنى است در خارج شرعا و قهرا آن حيوان حرام و نجس است . و اما اگر قائل شديم كه تذكيه عبارت است از اين افعال ظاهريه مثل قطع اوداج اربعه و شرائط ديگر كه مأمور به اين افعال خارجيه مىباشند به شرط قابليت محل اگر اين معنى را قائل شديم ايضا شك در آن موجب عدم تذكيه است و نجاست آن حيوان و حرمت گوشت آن مىباشد و اگر قائل شديم كه معناى تذكيه تمام اين اجزاء است از قابليت محل و قطع اوداج و اسلام ذابح و روبه‌قبله و غيره شك در قابليت شك در وجود جزء است و اصالة عدم التذكية جارى است و حق در مقام وجه دوم است كما لا يخفى وجهه . مخفى نماند اصل عدم تذكيه در جائى كه منشأ شك در قابليت آن حيوان تذكيه و عدم تذكيه را باشد مثل آنكه آن حيوان مشكوك مردد باشد بين شاة و كلب اشكال شده به آنكه استصحاب عدم تذكيه اثبات نمىكند كه آن حيوان غير مذكى است به جهت آنكه و لو قائل شويم در مثل مشكوك القرشيّة يا شرطى كه شك در آن مىشود كه آيا آن شرط مخالف كتاب است يا نه و يا شخصى كه شك در انتساب آن داريم در ارث و در تمام اين موارد استصحاب عدم ازلى جارى است چون شك در وجود آنها است . اما مثل قابليت تذكيه كه برگشت آن باصل ذات حيوان مىرسد و از اين جهت حالت سابقه ندارد چون آن حيوان يا ذاتا قابليت دارد يا ندارد پس حالت سابقه بر اين وصف نمىباشد تا اصل عدم آن جارى شود از اين جهت اصل موضوعى كه جارى نمىشود رجوع مىشود باصول حكميه و شبهه شبهه حكميه مىباشد كه آن اصالة الطهارة و حليت مىباشد و گوشت آن حيوان مشكوك كه ذبح برآن وارد شده است