تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
او مع الحلية و مع الشك فى تلك الخصوصية فالاصل عدم تحقق التذكية به مجرد الفرى بسائر شرائطها كما لا يخفى .
شرح
است و ديگرى مجراى خوردن و دو رگ ديگر كه دو طرف مجراى نفس مىباشد با سائر شرائط كه روبه‌قبله باشد و مسلمان ذبح كند و باقى آنها و خصوصيتى كه در حيوان باشد يعنى آن حيوان قابلت تذكيه را داشته باشد آن تذكيه‌اى كه بعد از آن خصوصيت و سائر شرائط و قطع اوداج اربعه تأثير كند در آن حيوان طهارت آن را مثل حيواناتى كه حلال گوشت نباشند نظير شير و ببر و پلنگ و روباه و غيره فقط تذكيه در آنها طهارت جلد و گوشت مىباشد . قوله او مع الحلية الخ . يعنى در حيوانات حلال گوشت مثل گوسفند و گاو و غيره علاوه بر طهارت جلد و گوشت سبب حلال بودن گوشت آن مىباشد و در اين موارد اگر شك در خصوصيت حيوان شد مثل آنكه حيوانى كه ذبح شده است مردد است بين شاة و كلب در اين موارد اصل عدم تحقق تذكيه جارى است و لو قطع اوداج اربعه با شرائط ديگر واقع شده باشد برآن حيوان . در اين مورد قسم سوم كه اقسام شبهه موضوعيه بود مثل آنكه دوران بود كه آن حيوان شاة است يا كلب و همچنين قسم رابع كه احتمال اختلاف بعض شرائط بود مثل آنكه ذبح‌كننده آيا مسلم بوده است و آيا ذبح به حديد بوده و يا به طرف قبله يا نه اين دو قسم را قول مصنف شامل مىشود و اصل عدم تذكيه مىرساند كه آن حيوان نجس است و حرام است خوردن گوشت آن . مخفى نماند در اصل معناى تذكيه اختلاف است كه آيا امر بسيطى است كه پيدا مىشود از قابليت محل حيوان و قطع اوداج اربعه و سائر چيزهائى كه شرط است در تذكيه نظير طهارت كه از غسل و وضوء حاصل مىشود كه اگر قائل شديم كه معناى