. . . . . . . . . .
شرح
حلال و طاهر است بدليل شبهه حكميه چون اصل موضوعى در اين مورد جارى نيست .
بعضى از اعلام جواب از اشكال استصحاب عدم قابليت را جواب دادهاند و عبارت ايشان اين است .
قوله و ان كان من جهة الشك فى القابلية و استصحاب عدم القابلية و ان لم يكن جاريا لان القابلية من الصفات الاعتبارية التى يكون بثبوتها للماهية ازليا ليس مسبوقا بالعدم فلا مجال لاستصحاب عدمها لكن يجرى اصالة عدم التذكية بمعنى عدم الذبح فى المحل القابل كما لو نذر ان يغتسل بكر فاغتسل بما ليس له حالة سابقة فاصالة عدم الكروان لم يكن جاريا لكن اصالة عدم الغسل بالكر لا مانع منها الخ كلامه فيه ما لا يخفى وجهه
اشكال ديگرى بر استصحاب عدم مذكى شده است به اينكه آيا موت امر وجودى است يا امر عدمى است يعنى موت شرعى آن چيزى است كه بسبب غير شرعى بر حيوان واقع شود مثل اعدام حيوان يا ضرب آن تا بميرد و امثال آن و يا آنكه استناد موت اين حيوان بعدم سبب شرعى باشد و اگر دليل بر تعين هركدام از اينها نباشد بلكه ظاهر از قبيل اول است و آنكه موت حيوان اگر سبب غير شرعى داشت آن حيوان ميته است پس استصحاب عدم تذكيه اثبات موت آن حيوان را شرعا نمىكند مگر به اصل مثبت چون موت امر وجودى است مثل خود تذكيه كه به واسطه امر وجودى محقق مىشود .
و از اين جهت نتيجه گرفته مىشود كه حيوان غير مذكى صلاة در اجزاء آن صحيح نيست و اكل لحم آن حرام است چون حليت منوط است به تذكيه حيوان و حيوانى كه تذكيه نشده است برآن شرعا حرام است گوشت آن ولى نجاست آن چون دليل برآن نداريم و نجاست بر عنوان ميته است نه عنوان غير مذكى از اين جهت گوشت حيوان غير مذكى پاك است و لو نماز در اجزاء آن و خوردن آن حرام است كما لا يخفى